<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://kafshdoozakha12.loxblog.com</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>رسم روزگار</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/رسم-روزگار</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/رسم-روزگار</guid>

<description><![CDATA[

کسی رو که خیلی دوست داری زود از دست میدی
از اینکه خوب نگاهش کنی از اینکه در اغوشش بگیری
از اینکه تمام حرف هایت را به او بگویی
از اینکه همه لبخندهایت را به او نشان دهی
مثل پروانه ای زیبا بال میگیرد و دور میشود
و تو خیال میکردی تا اخر دنیا میتونی طلوع افتاب را
با او تماشا کنی اینه رسم روزگار؟؟؟؟
کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو میره
بدون اینکه حتی رد و نشونی از خودش تو دنیات بجا بذاره
چه ارزوهایی با او نداشتی چه اینده ی زیبایی با او می دیدی
فرصت نشد فقط یک بار سر روی شونه هاش بذاری و گریه کنی
اینه رسم روزگار؟؟؟؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>باید برم بیرون</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/باید-برم-بیرون</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/باید-برم-بیرون</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;

کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین می خوردی
و از درد به خودت می پیچیدی...
یه داور میومد از آدم می پرسید:میتونی ادامه بدی؟!
تو هم میگفتی:نه باید برم بیرون...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>باد</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/باد</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/باد</guid>

<description><![CDATA[

در را که مــی بـندی باد هم پـشت خانه ات زوزه مـی کشد!
من که منم!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درخت مغرور</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/درخت-مغرور</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/درخت-مغرور</guid>

<description><![CDATA[

یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند
&nbsp;و به دنبال آن برگ های ضعیف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند
 شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد تا اینکه تمام برگ ها جدا شدند
 و شاخه از کارش بسیار لذت می برد. 
برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبیده بود
 و همچنان در مقابل افتادن مقاومت می کرد
&nbsp;
باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود
 و به هر شاخه ی خشکی که می رسید آن را از بیخ جدا می کرد
 و با خود می برد.وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد
 با دیدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد.
 بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت 
و بالاخره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین و چند بار
 خودش را تکاند تا اینکه به ناچار برگ با تمام مقاومتی که داشت
 از شاخه جدا شد و بر روی زمین افتاد. باغبان در راه بازگشت 
وقتی چشمش به آن شاخه افتاد بی درنگ آن شاخه را از بیخ قطع کرد
شاخه بدون آنکه مجال برای اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد 
که ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت : 
اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود
 ولی فراموش کردی نشانه ی حیاتت من بودم]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حرف های من</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/حرف-های-من</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/حرف-های-من</guid>

<description><![CDATA[
زندگی ساختنی است نه ماندنی....
بمان برای ساختن...
نساز برای ماندن
&nbsp;
&nbsp;
ساده ترین کار جهان این است که خود باشیم 
ودشوارترین کار جهان این است که کسی باشم که دیگران میخاهند
&nbsp;
&nbsp;
هیجگاه مغرور نشو...برگها وقتی میریزند که فکر میکنند طلا شده اند
&nbsp;
&nbsp;
اگر عاشق شدی به او بگو ,زیرا&nbsp;قلب ها با همین کلمات ناگفته می مانند میشکنند
&nbsp;
&nbsp;
باران باشو ببار.....میپرس پیاله های خالی از ان کیست
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که اب نباتش را به دریا انداخت تا اب شیرین شود
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
یاد ان روز که صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم .و با کیش رخت مات شدم
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
عشق تنها واقعه ای است که حادثه ی عظیم را برای ابد در قلب ادمها به جا میگذارد
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
من عاشق ان گلم که در بیابان خشک شد ولی منت باران را نکشید]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اجازه هست</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/اجازه-هست</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/اجازه-هست</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات؟
اجازه هست تو شعره من اثر بذاره خنده هات ؟
شب که میشه یواش یواش با چشمک ستاره هاش.
اجازه هست از اسمون ستاره کش برم برات؟
اجازه هست بیام پیشت یکم بگم دوست دارم؟
تو هم بگی دوست دارم اروم بشم دل ببارم؟
بریم تو باغ اطلسی بی رنج درد بی کسی
بهت بگم اجازه هست گل روی مو هات بذارم؟
اجازه هست خیال کنم تا اخرش ماله منی؟
خیال کنم دله منو با رفتنت نمیشکنی؟
اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت
با اون چشای مهربون دوباره چشمک میزنی
طپش طپش با چشمکت غزل بگم برای تو
با اتکا به عشقه تو تو زندگی برم جلو
هر چی بگی نه نمیگم جونم بخای برات میدم
هر چی میخای بهم بگو فقط نگو بهم برو
اجازه هست بازم تو خواب بوس بکارم کنج لبات؟
یه شعره تازه تر بگم به یاد شرم گونه هات؟
نشونیتو بهم میدی؟تا پنهون از چشم همه
ورق ورق نامه بدم بازم برات 
همیشه مهربون من نامه رسید به انتها
فقط یه چیز یادت باشه بازم به خواب من بیا
تقدیم به تک ستاره ی قلبه شکستم]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نفس</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/نفس</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/نفس</guid>

<description><![CDATA[

در همین احوال پرسی ها کسانی هستند تا دیروز میگفتند
بدون تو حتی نفس هم نمیتونم بکشم 
وامروز در اغوش دیگری نفس نفس میزنن
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درد من</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/درد-من</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/درد-من</guid>

<description><![CDATA[

درد من تنهایی نیست..... 
درد من این است که هر روز از خودم میپرسم
مگر خودش مرا انتخاب نکرد......؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خاطرات یک پزشک</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/خاطرات-یک-پزشک</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/خاطرات-یک-پزشک</guid>

<description><![CDATA[
سلام خوبین ؟ خوشین ؟ این اولین پست طنزیه که اینجا میذاریم
امیدوارم خوشتون بیاد نظر یادتون نره ها فعلا بابای

1-به اقایی که با سردرد اومده بود گفتم:قبلا هم سابقه داشتین؟
گفت:مثلا چه سابقه ای؟بعد گفتم تو خونه دارویی نخوردین؟
گفت:مثلا چه دارویی؟نسخه شو که نوشتم گفتم دیگه هیچ
ناراحتی ای نداشتین؟گفت:مثلا چه ناراحتی ای؟
2-خانمه میگفت:توی ازمایشگاه درمانگاه ازمایش دادم
گفتند عفونت داری بیرون ازمایش دادم گفتند سالمی
ازمایش هاشو نگاه کردم دیدم توی درمانگاه ازمایش ادرار داده
بیرون ازمایش خون!
3-روز شنبه این&nbsp; هفته یه&nbsp; زن و شوهر بچه شونو اورده بودند
گفتم چند روزه که مریضه؟پدرش گفت دو روز مادرش گفت:نه سه روز
پدره با عصبانیت به مادره گفت اخه جمعه که تعطیله!
4-به خانومه گفتم کجای سرتون درد میکنه
دستشو گذاشت رو سرش گفت اینجا درست توی لگن سرم!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سینما</title>
<link>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/سینما</link>
<guid>https://kafshdoozakha12.loxblog.com/سینما</guid>

<description><![CDATA[
ایــن خـاطـره مـال مـن نـیـسـتــا مال یکی از بچه های 4 جوکه:
یه روز بـا دوسـتـم رفـتـیـم سـیـنـما,یـه مـرد چـاق کـچـلـم اومـد 
جـلـومـون نـشـسـت.وسـط فـیـلـم بـود,بـه رفـیـقـم گـفـتـم اگـه 
بـزنـی تـو کـلـه اون کـچـلـه مـن بهت صـد هـزارتـومـن مـیـدم,آقـا 
ایـن یـهـو پـاشـد یـه دونـه خـوابـونـد پـس کــلـش و گـفـت:به به 
مـــمــد کـچـل خـودمـون,بـعـد کـه یـارو بـرگـشـت گـفـت آقـا بـبـخـشـیـد
 و شـرمـنـده و مـن شـمـا رو بـا کـسـی اشـتـبـاه گـرفـتـم,بـعـد یـارو رفـت 
دو ردیـف جـلـوی جـلـو نـشـسـت تـا از شـر مـا خـلاص بـشـه,بـعـد رفـیـقـم
 گـفـت حـالا اگـه تـو بـزنـی مـن بـهـت دویـسـت هـزار تـومـن مـیـدم.مـنـم بـرا 
ایـنـکـه کـم نــیـارم رفـتـم از پـشـت یـه دونــه مــحـــکــم خـوابـونـدم تـو کــلـه 
کـچـلـش گفـتـم بـــــه بــــــه مــمـــد کــچــل ایــن جـلـو نـشـسـتـی اون پـشـت 
عـلـی یـه نــفــرو بــا تـو اشـتـبـاه گـرفـت زد تـو سـرش,آقــا ایـن بـنـده خــدا 
بـغـض کـرده بـود]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:17:12 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

