کلـبه عاشـقانه ی مــا12تـا
من یک زنم با کلی دغدغه های زنانه با یه عالمه نگرانی با زخمهایی از زمونه و نگاه ها برتری طلبانه مردها من به دنبال تبعیض نیستم اما وقتی میبینم بخاطر زن بودنم بارها و بارها به من و جنس من ظلم میشه قلبم به درد می اید و کاش میشد چشمها را شست لامصب چرا به هر کسی میرسی میگی: تو نیمه گمشده ی منی که دنبالت میگردم مگه نیمه تو به چند قسمت تو جهان تقسیم شده؟ که هر دفعه یکیشو پیدا میکنی خودش را در اغوش دیگری پرت میکند در تخت دیگری غلت میزند اما خدا و خودش میداند که که داره حواسش رو پرت میکند که داره بین درد عشق غلت میزند دلش را جا گذاشته میدوند کجا اما نمیشه برود سراغ دلش راضی یه به غلت زدن و پرت شدن نه گریه نمیکنم...! حتما چیزی رفته تو چشمم به گمانم یه خاطره است وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهند وقتی بودن ها بوی نیاز میدهند وقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشود وقتی انسان بودن ارزویی دست نیافتنی میشود دیگه نمیخوامت نه تو را و نه هیچ کس دیگری را! بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر ادم هاست اگر بشکند دیگر اعتراض نیست التماس است نمیدانم چرا این گونه است؟ وقتی نگاه عاشق کسی به توست می بینی اما دلبسته به مهر دیگری است بی اعتنا می گذری و عاشقانه به کسی می نگری که دلش پیش تو نیست.... خسته از روز های تکراری افسرده از بازی روزگار دل زده از مردم دنیا ازرده خاطر از همه شکست های پی در پی و.....و......و......و......و اینها همه تاوان است تاوان یک نگاه یک نگاه و لرزش دل کاش فرصت برای امتحان کردن وجود داشت عبور میکنم از نیمکت های خالی پارک گویی کسی انتظارم را میکشد به انجا که میرسم باید وانمود کنم که باز هم دیر رسیده ام پسری که از این سر شهر میاد دنبال تو پسری که بدون ترس همه جا دستاشو دورت حلقه میکنه پسری که اس هاش کوتاهه اما پر احساس پسری که دستات رو تو چراغ قرمزا محکم تر میگیره پسری که بدون دلیل برات اس غمگین میفرسته پسری که تو جمع ها ساکت تر از همیشه است پسری که وقتی داری حرف میزنی تو صورتت لبخند میزنه پسری که موهاتو از تو چشمات میزنه کنار پسری که وقتی تو خودتی قلقلکت میده حق نداری این پسر رو اذیت کنی حق نداری باهاش بازی کنی









| Power By:
LoxBlog.Com |